|
|
|
|
|
For many foreigner’s like me who have lived in Australia for the past few years , Aboriginal people are seen as indigenous people of Australia who live mainly in Redfern and are often seen playing traditional music in public to earn spare change and who often appear to have problem’s with alcohol ,gambling and violenc Aboriginal Australians are often looked down upon in society and treated as lower class citizens are often subject to discrimination and stereotype In February 2008 , Australian prime Minister Kevin Rudd held a National "Sorry Day” which made people such as myself ask the question “why say sorry What happened to these people for them to deserve an apology Because many people such as myself were led to believe that when white people Arrived here brought with them culture , religion and many other good thing’s to These barbaric people. What I was soon to find out was quite s different story. When speaking to a workmate named Bianca Mckenzie , I questioned this “ this Sorry day “and gave reason’s such as “they are just drunk’s “, “they have no culture” and “white man brought them clothes”, she responded quite angrily, Calling me “Ignorant” and suggested I do some research about these people, there History and there culture. She then took it upon herself to do the research and found many interesting and insightful document’s that gave me more of an understanding of these people there history and the rich culture After she brought these documents I decided to translate it into my native Persian language to help more people have an understanding about this matter As I have not found any other website offering a translation on this topic from English to Farsi this will be the first of its kind and I want to give special thanks to Bianca Mckenzie for providing all the information and for helping me to further understanding the indigenous Australian’s and struggles they have faced
ابوریجینال (Aboriginal) در اصل از لاتین آمده این کلمه به معنی اولیه یا نخستین شناخته شده است . بومیان استرالیایی بازمانده اولین انسانهایی هستند که در قارهٌ استرالیا و جزایر نزدیک آن ساکن شدند. بعضی از دانشمندان باور دارند که آن طولانی ترین فرهنگ زندگی بشری است.همچنین مردم جزایز توریس استرایت(ُTorres Strait) بین شمال استرالیا و کشور گینه نو واقع شده است را نیز مردم ابوریجینال تشکیل می دهند . امروزه بومیان استرالیا و مردم جزایر تورس استرایت با هم دیگر حدود %2/4 از جمعیت مدرن استرالیا را تشکیل می دهند . تخمین زده شده که ساکنان اولیه استرالیا بین 40000 تا 70000 سال قبل از میلاد مسیح در این سرزمین بوده اند . اگر چه اتفاق آرا بیشتری در50000قبل از میلاد مسیح است که قابل قبول تر است.
تاریخ (History) اتفاق آرا بین محققان در مورد شروع زندگی بشری در استرالیا حدود 40000 تا 50000 سال قبل است و یک احتمال دیگر که می گوید تا 70000سال قبل از میلاد مسیح اما گروه زیادی آن را تایید نکرده اند.
موسیقی (MUSIC) می شود.
عذر خواهی بی درنگ یک کلمه جنجالی در در سیاست استرالیا شد . یک ائتلا ف از چندین گروه در می26 "روز معذرت خواهی Sorry Day " را ابراز کردند (آن تغییر نامی بود از روز التیام دادن National Day of Healing ) در سال 2000 یک گروه از مردم که تخمین زده می شد نزدیک 250000 نفر بوده اند به معذرت خواهی (Sorry day) پیوستن . آنها پیاده روی را از روی پل هاربر سیدنیSydney Harbour Bridgeانجام دادند . قاضی قبلی که تهیه کننده گزارش آنها داستان نسل دزدیده شده (Stolen ) آنها اسمهایمان را عوض کردند آنها دینمان را عوض کردند آنها تاریخ تولدمان را عوض کردند آنها تمام آنها را انجام دادند به دلیل آن خیلی از آنها امروزه نمی دانند که چه کسی هستند و از کجا آمده اند متوجه شدیم که بعضی از برادرها و خواهرها با هم ازدواج کرده اند (ولی آنها نمی دانند که برادر و خواهرند ) بخاطر این عمل دولت بچه هایی که از ایالتهای مختلف گرفته شده اند و آنها را در هر جایی گذاشتند. بیشتر بچه هایی که به زور جابجا شدند تحت نام قانون و سیاست همگون سازی جدا شدند از خانواده جامعه و فرهنگ بومی خود آنها اجازه استفاده از زبان خود را هم نداشتند . مبلغینی که در کیمبر لی Kimberley یک منطقه از غرب استرالیا بودند. از دهه 1960 با فشار و زور سیاست ممنوع بودن استفاده از زبان ابوریجنالها را ادامه دادند . نمی توانستیم چر بورگ (Cherbourg) را برای رفتن به جشنواره های سنتی ابوریجینالی ترک کنیم ما برای بیرون رفتن فقط می توانستیم یک اجازه نامه داشته باشیم اگر نگهدارنده امان به ما اجازه می داد که آن کلا به او بستگی داشت . من هرگز شانس آموختن درباره سنتهایم و راه روش سنتی در می گفتند والدین ما مرده اند . بچه هایی که با یک حس قوی احساسی که داشتند ابراز می کردند که والدینشان بی ارزش بوده اند .
شرایط زندگی در موسسه کودکان اغلب خیلی سخت و دشوار بود .. دوریس پیلکینگتون آ ن را مانند یک اردوگاه زندانیان که از آن به عنوان یک موسسه شبانه روزی برای ابوریجینالها استفاده می شود توصیف کرده است . پیگیری مکرر آنها برای آنکه پس از پاک کردن ذهن ما از گذشته امان هیچ عشقی در مورد آن در ما باقی نما ند روش خیلی ظالمانه و اکثرا ظالمانه ای بود رفتار بزرگترها که یکریز یاد آوری می کردند در مورد بی ارزش بودن ابوریجینالیتی ما و واقعیت آن است و آن کودک ابوریجینال باید سپاسگذاری خودش را بیشتر ابراز کند بخاطر اینکه او از تمام آن چیزهای بی ارزش گرفته شده است . و البته که او در تنهایی های وحشتناکش با حسرت آرزومند آنجا هیچ غذایی نبود هیچی ما همه در اتاق کز کرده بودیم شبیهه یک بچه سگ کوچلو روی زمین بعضی وقتها در شب ما از گرسنگی ناله می کردیم هیچ غذایی نبود ما باید غذایمان را از آشغالدانیهای شهر در خواست می کردیم خوردن نان بیات بطریهای سس گوجه که ما آنها را می لیسیدیم و نصف وقتها ما غذایمان را از سطلهای زباله بدست می آوردیم .
فرهنگ (Culture) (Dreamingtime) آنها است . لحظات رویا در یکی از زمانهای باستانی از خلقت و یا رویا ی هستی روز حاضر است در بین آنها گروهای مختلف بزرگی وجود دارند و هر کدام فرهنگ شخصی ساختار اعتقادی و زبان خودشان را دارند . آنها عموما سفرهای ذهنی که در آن نیاکان خود را می بینند اغلب حیوانات و انسانهای قد بلند و غول که با آنها خیالات خود را آغاز کرده اند به طرف محدوده ایی بدون آینده کوهها رودخانه ها چالههای آب حیوانات گونه های گیاهان و دیگر جاهای طبیعت و منابع فرهنگی مکانهایی هستند که آنها ناشی به لحظات رویا می شوند. مردم می آیند و می روند اما زمین و داستانهای در مورد زمین خواهند ماند . این معرفت و دانایی است که عمرشان را در شنیدن و مشاهده و تجربه کردن ... صرف کنند . آن یک حس عمیق از از فهمیدن و درک از طبیعت انسانها و محیط زیست است. مکانهایی که احساسات نمی توانند به طور فیزیکی توضیح داده شوند . حس های موشکافانه و هوشمندانه طنین می اندازند و تاثیر عمیقی میان بدن های انسانها می گذارند. آن تنها زمانی است که با این مردمان و حس هایشان که می تواند به درستی قابل تقدیر است باشیم این واقعیت غیر قابل لمسی از این مردم است . زمین معنی های مختلفی در میان مردم دارد . برای یک کشاورز معنی زمین جایی برای محصولات و منبعی برای زندگی است . آن معنی اقتصادی است . برای یک مالک توسعه خواه آن یک قرار داد ارزانی است معنیش توسعه مالی و موفقیت است . برای خیلی از استرالیایی ها زمین چیزی است که آنها می توانند صاحبش شوند اگر آنها به اندازه کافی کار کنند وبه اندازه کافی پس انداز کنند می توانند آن را بخرند . برای مردم بومی زمین تنها چیزی نیست که آنها بتوانند صاحبش شوندو یا با آن تجارت کنند زمین برای آنها ارزش معنوی و روحانی و الهی دارد .
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
PRIME MINISTER CANBERA MESSAGE:IRANIAN NEW YEAR I am delighted to send my best wishes to the Iranian-Australiancommunity and all those celebrating the Iranian New Year (Norooz) in 2008.the begining of a new year is a special time for families ,friends and communities to come together and rejoice , giving thanks for the blessings of the previous year and celebrating the promise of the year to come Celebrations such as Norooz are a key expression of Australia's strengh in diversity and our commitment to respect for each other's cultheral tradition I commend the Iranian Community Organisation for its work with Iranian will continue to serve this community in the futher As Australians from many background gather for the festivities, it gives me
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
تمدید ویزای work & holiday تمام مراحل کاری تمدید و صدور این ویزا توسط آفیسglobal office در Canbera انجام می شود برای تمدید این ویزا احتیاج به انجام مراحل پیچیده ایی نیست تقریبا" شبیهه apply بار اول است. بهترین زمان برای شروع تمدید ویزا دو ماه مانده به Expire visa می باشد در گام
Dear sir/madam, First name:
که به طور معمول دو روز بعد جواب آن با تمام فرمهای لازم که ضمیمه جواب E-mail شما است را دریافت می کنید فرمها شامل 1208- 26 -1101-80 -60 که دو تای آخر ممکن است وقت گیر باشد پس اول باید آن دو را انجام داد
2- مرحله بعد آزمایشات پزشکی می باشدMedical examination که توسط HSA انجام می شود که شما باید فرمهای آن را پر کرده و با مراجعه به سایت این مرکزWWW.HSAGROUP.COM.AU نزدیکترین مرکز را به محل اقامتتان را انتخاب کنید . مثلاً در سیدنی دو مرکز پاراماتا parrammataو سیتیcity وجود دارد که آدرس آن در سیتی این است HSA group level 5 136 chalmers st surry hills NSW 2010 که از قبل باید با شماره 83960600 - 02 تماس بگیرید و زمان آزمایشات راBook کنید. توجه داشته باشید که حتماً بخواهید جواب آزمایشات به آدرس شما بیاید نه اینکه خود مرکز برای اداره مهاجرت Immigration Office بفرستد ۳- Bank estatment حساب بانکی مبلغ 5000$ باید در حسابتان باشد و بعد از آن باید bank statment را از بانکتان بگیرید و اگر این مبلغ را ندارید و می خواهید از کسی قرض کنید فقط برای یک روز کافی است که این مبلغ در حسابتان باشد و بعد از گرفتنbank estatment می توانید آن ۴- بیمه Insurance: یکی از بندهای ویزا این می باشد که باید در طول چند هفته اول بعد از ورودتان به استرالیا خودتان را بیمه کنید . و بعد از آن موقع تمدید ویزا باید یک نامه از شرکتی که خودتان را بیمه کرده اید بگیرید وهمراه مدارک ارسال کنید .
بریج ویزا BRIDGE VISA: شما بعد از پایان ویزایتان وقتی برای ویزای بعدی Apply کرده اید تا آمدن ویزای بعدیتان می روید روی بریج ویزا این ویزا ممکن است ما بین یک هفته تا نه ماه باشد که معمول آن سه ماه است و تاریخ ویزای دوم شما دقیقا از روزی است که شما ویزای دوم را دریافت می کنید یعنی مدت زمان بریج ویزا شامل ویزای شما نمی شود. و برای گرفتن بریج ویزا یا ویزای دوم بعد از اینکه نامه ایی مبنی بر اینکه ویزای شما آمده است را دریافت کردید به نزدیک ترین دیاک محل سکونتتان بروید و همان جا بر چسب ویزا را تحویل بگیرید. شما حق کار کردن برای هیچ کار فرمایی را بیشتر از شش ماه ندارید از هر نوع پاره وقت تمام وقت و یا کژوال CASUAL بعضی از مراکز کار مثل کارخانه ها با دو کاریابی کار می کنند شما حتی نمی توانید کاریابی را عوض کنید و در محل قبلی کارتان با کاریابی جدید ادامه دهید . اینها شرایط کاری ویزا می باشد . توجه : شما با هر ویزا می توانید با یک مکان کار کنید . دوستان عزیز که در این مورد هر تجربه ایی دارید برای استفاده دیگران لطفاَ برام بفرستید. یا اگه چیزی فکر می کنید که اشتباه و باید تصحیح بشه اجازه بدید بدونم.پیشا پیش تشکر
نگارش : ۱۵/مارچ/۲۰۰۸ به روز رسانی :۱۲/آپریل /۲۰۰۸ (با تشکر از محمد علی عزیز) به روز رسانی :۲۸/آپریل /۲۰۰۸
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
من دوستت ندارم . من دوستت ندارم. من دوستت ندارم... هر روز باید چند بار جلوی آینه این جمله را چندین بار بگم شاید شانسی داشته باشم اما هر بار انگار فقط دارم با زبونم می گم و تمام وجودم از درونم فریاد می زنه من دوستت دارم .
همیشه اینو یک ضعف می دونستم و می دونم که از احساس درونی خودم حرف بزنم اما این بار دارم فریاد می زنم .کاش از اول به چشمات خوب نگاه نکرده بودم آخه لعنتی تو چی برای دوست داشتن داری . هر روز صبح قبل از اینکه از خواب بلند بشم قبل از اینکه چشمامو باز کنم تو رو می بینم به تو فکر می کنم قبل از اینکه بخوابم آخرین چیزی که یادم می یاد در موردش فکر می کردم تویی.
باید دوباره برای سوء پیشینه ام اقدام کنم تا حالا دوبار اقدام کردم و پلیس فدرال جوابی نداده و مجبور شدم مدارک تمدید ویزامو رو بدونه سوء پیشینه بفرستم . خدا کنه بریج ویزا رو با مدارک ناقص هم بدند .
همیشه می خواستی که منحصر به فرد باشی و همیشه حرف تو باشه خوب باشه از خالکوبی روی گردنت که VS است مشخصه همه رو از بالا نگاه می کنی وقتی که وارد رستوران ایرانی شدیم یک لحظه همۀ هم همه ها خوابید می دونی من مطمئنم زنها داشتن با حسادت و مردها با تحسین نگا هت می کردند . همه داشتن با هم حرف می زدند اما به هر بهونه ای سر می چرخوندندو و میزه ما رو نگاه می کردند این همه میز توی اون رستوران لعنتی بود حتمأ باید اونو که اون بالاست انتخاب می کردی وقتی رفتی غذاتو بکشی همه براشون جالب بود که چه غذایی انتخاب می کنی اینو من می دیدم تو نمی دونی ولی من هموطنامو خوب می شناسم من دوستت ندارم. من دوستت ندارم. من دوستت ندارم...
مثل ماهی قرمزی که بیرون آب افتاده و با لباش با تمام وجود اکسیژن رو تمنا می کنه دارم لب می زنم و تو رو تمنا میکنم . چشمات قدرت هیپنوتیزم رو داره دستات اونقدر گرمه که وقتی ولشون می کنم تمام وجودم احساس سرما می کنه . چرا اینقدر لذت می بری وقتی که منو عذاب می دی .آنیکا تو رو خدا از وجودم برو بیرون و اینقدر عذابم نده آخه دختر چی می شد که تو هم مثل بقیه بودی . واقعأ عجب روز سختی بود کار لعنتی از هفت صبح تا هفت بعد از ظهر وقتی که کار تموم شد همه فریاد کشیدن و دست زدن انگار رها شدند همه می دویدند به سمت در خروجی نمی دونم چرا یاد انیمیشن فرار مرغی افتادم یاد زنگ آخر مدرسه همه می خواستند فقط این کارخونه لعنتی رو ترک کنند
نه باید دوباره جلوی آینه بایستم و بگم آنیکا من دوستت ندارم . آنیکا من دوستت ندارم.آنیکا من دوستت ندارم . مستی می تویی باده را بی تو صفایی نیست آخه این چه سوال احمقانه ای بود که پرسیدی صاحب رستوران داشت شاخ در می آورد و قتی ازش پرسیدی که گوشتها حلاله یا نه اون فکر کرد من اینا رو یادت دادم اون پول نوشیدنی ها رو نگرفت و به فارسی به من گفت که به خاطر انتخاب خوبتون مهمون من باشید . اون هم فهمید که توی لعنتی از جنسه دیگه ای هستی .
عجب ماه سختی داشتم هیچ روزی بیشتر از پنج ساعت نخوابیدم و مثل یه تروجان کار می کردم .هنوزم گیجم که چطور ۳۱۰۰ تا رو تو یه بعد از ظهر خرج کردم . اره من دیونم آخه تو دیونم کردی اون موقه که جلوی همه رو تو آسانسور گرفتم تا تو اول از آسانسور خارج بشی اون وقت که یقه اون مرد هنگ کونگی رو به خاطر اینکه به تو خیره نگاه می کرد رو گرفتم و هر چی به دهنم اومد بهش گفتم . اونوقت که تو رستوران به حرفت گوش دادم و پنج تا گوجه رو بعد از غذا خوردم اصلا برام مهم نبود که آدمها دارن چطور نگام می کنند مهم این بود که تو کفته بودی باید بخورم . دوست دارم که ساعتها فقط به چشمات نگاه کنم و پلک نزنم وقتی که دستات دورگردنمه , دوست دارم که زمان متوقف بشه , بهشت بیشتر از این چی داره. پیتر هم آپارتمانیم اون الان ۶۰ سالش و داره دو شیفته کار می کنه اون به آخر هفته اش هم رحم نمی کنه شبها که از سر کار می یا د می ره بارسر کوچه مشروب می خوره بعد می یاد تو بالکن سیگار می کشه و می خوابه عجب زندگی نکبتی داره اون نه خانواده داره نه بچه وااااااااااااای اون می گه که یه کار پیدا کرده که مسکن رایگان هم داره و می تونه بهتر پول پس انداز کنه تا حالا چند بار خواستم ازش بپرسم که تو که هیچ کسو نداری با این سننت چرا این قدر کار می کنی اما قانون هیچ چیز کسی به هیچ کس ربطی نداره ما نع شده نمی دونم شاید می خواد خودشو تو کار غرق کنه . باید به خودم تلقین کنم که من دوستت ندارم اصلا می دونی تو برام اهمیتی نداری من به توفکر نمی کنم تو برام مهم نیستی تو نمی تونی منو داغون کنی برو گمشو ... یعنی تو رو خدا برو و منو تنها بزار صدات اعتیاد آوره و آدمو معتاد می کنه مثل یه دائم الخمر به مشروب یه دراگی به دراگ هر روز باید بهت زنگ بزنم و صداتو بشنوم اما دیگه می خوام نبینمت و صداتو نشنوم من می تونم اره .... اصلا این گوشی من کو...
مغازه ها دکور سال نو رو چیدن درخت کریس مس رو توی مارتین پلیس و بیشتر جاها درست کردند حراجهای سال نو شروع شده بیشتر مردم دارند به مسافرت و خرید وپارتی سال نو فکر می کنند و حرف می زنند هوا روز به روز داره گرمتر میشه جان هاوارد طفلی بعد ازیازده سال امروز توی انتخابات شکست خورد و من با ذهنی آشفته با قدمهایی پر از شک و تردید این خیابون رو بالا می رم... آنیکا , آنیکا , آنیکا , آنیکا , آنیکا ....... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
برای تمام مقلدان آقایان خامنه ای و سیستانی و بهجت و مکارم شیرازی و امام خمینی شروع ماه مبارک رمضان اینجا در سیدنی جمعه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۷ است .
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
این داستان واقعی است نامش احمد بود با ویزای پرمننتی آمده .در وسایلی که از ایران آورده بود مهر تسبیح مفاتیح قبله نما جا نماز و رساله نیز دیده می شد .او بسختی توانست مرکز اسلامی امام حسین را در سیدنی پیدا کند و تقویم ساعات شرعی را از آنجا بگیرد . عقاید مخصوص خودش را هم داشت وقتی زندگی خیلی از مردم را میدیدسری تکان میداد و میگفت شبیهه حیوانات زندگی میکنند آنها هیچ اصول ومرزی در زندگیشان ندارند. او هر وقت به فروشگاهی Coles و Woolworth میرفت با حسرت به مرغهای سرخ شده و انواع گوشتها نگاه میکرد . و فقط تن ماهی را انتخاب می کرد او حتی از سایت مرکز اسلامی امام حسین سیدنی لیست ماهیهای حلال را هم در آورده بود و در خرید ماهی به نامش هم دقت میکرد . او هر هفته به Auburn میرفت تا از قصابیهای عراقی و ترکی گوشت حلال بخرد . اون خودشو کشت تا از اینترنت اذان موذن زاده و ربنا شجریان را پیدا کرد. از تنها مهاجرینی که خیلی خوشش میومد لبنانیهای شیعه بود. او با همه در مورد دین و مسائل عقیدتی و ایران صحبت میکرد و متوجه میشد که برای مردم دین اهمیتی نداره د واونا اولین چیزی رو که بعد از شنیدن مسلمان به ذهنشون می رسه تروریسته وقتی که میگی من از ایرانم بیشتریها اشتباها عراق میشنوند نه ایران . تازه با این سوال مواجهه میشی که شما هم عربی صحبت میکنید.تازه بعد از این که متوجه شدند ایران نه عراق برای خوشهال شدنش میگن آه !!! احمدی نژاد . . . اما به نظر من اون هم شبیهه با قی ما مسلمونها از اسلام هر چیزی رو که دوست داشته برداشته بود .نه اون چیزی رو که اسلام دوست داره. میگن وقتی که دو تا اسبو یه جا میبندند اگه بعد از یه مدت هم رنگ نشن هم خو میشند . زندگی همچنان بی تفاوت به همه چیز میگذره وخورشیدی که از نیوزلند بالا می یاد از استرالیا وآسیا می گذره و هفت و نیم ساعت بعد هم از بالای ایران رد میشه وبه راه خودش ادامه می ده اروپا و افریقا و آخرش هم اونور کانادا و امریکا می ره پایین هزاران ساله که این کارو انجام می ده و هیچ چیز براش مهم نیست نه دین مردم نه رنگشون نه پولشون نه زشت و زیبا نه تاریخ و فرهنگ نه حتی آدمها اون به همه جا و همه کس با یک رنگ می تابه . اما اونی که ممکنه همیشه و همه روز تغییر کنه اونی که حتی نگاه کردنش به دیگران چندین المنت داره اونی که هر روز یا خودش عوض میشه یا روزگار عوضش میکنه و نه میشه به عشقش دل بست و نه به نفرتش اون آدمه. آلبرت نمی دونم که چطور شد که یه دفعه احمد شد آلبرت اما مطمئن هستم که اون عقاید شدید ناسیونالیستی پیدا کرده اون شروع به مطالعه در مورد تاریخ ایران کرده اون دیگه دوست نداره اسم عربی داشته باشه و می گه که قبول ما دین عرب را پذیرفتیم ولی این دلیل نمیشه که ما فرهنگ عرب را هم بپذیریم ما از لحاظ فرهنگی از عربها همیشه جلوتر بوده و هستیم بهش می گم که اسمهای ما اسمهای مذهبی است ما اسمهایی مثل معاویه و یزید و ... که نداریم جوابی نمی ده اون از اینکه عربها توانستن طریقه نوشتن ما را عوض کنند و ما پارسی را عربی می نویسیم ناراحت است اون از اینکه این همه کلمه عربی اسم عربی و فرهنگ عربی وارد فرهنگ ما شده ناراحته او می گه از زمانی که عربها وارد ایران شدند ایران دیگه هیچ چی نبوده دیگه ما امپراطور نبودیم دیگر چیزی برای ارائه نداشتیم او ناراحت است که وقتی به مردم میگه من عرب نیستم میگند پس چرا عربی می نویسی و اسم عربی داری اون خیلی ناراحته که دین در کشور اجباری می گه مثل اینه که می خواند مردم را به زور به بهشت ببرند او میگه چرا هر وقت خشکسالی و زلزله و هر بدبختی که سرمون می یادهمه می گن می دونی چرا چون ما گناه زیاد میکنیم بخاطر اینه که ما مردم بدی هستیم اگه این درست باشه باید اینجا هر روز زلزله بیاد و مردم از تشنگی بمیرند اون می گه دیگه نمی خوام برای حوادث هزارو چهارصد سال پیش گریه کنم وضع الان اسلام بیشتر نیاز به گریه داره اون دیگه هر وقت به مک دونالد و هانگری جک می ره دیگه فقط ماهی نمی خوره همه چیز می خوره . اون می گه تمام بارهای آکسفورد استرید رو می خواد امتحان بکنه اون حالا پولاشو توی یک حساب گذاشته که بهش سود بدند و دیگه مثل اول با قاطعیت نمی گه که رباست حرام است اون حالا می گه زندگی توی ایران مثل بازی دو تا بچه است اون می گه اگه مردم عقلشون کار می کرد و هنوز شاه بود مردم اسلام رو بیشتر دوست داشتند .الا ن ما نیروگا ه اتمی داشتیم و پول کشور را تو عراق و لبنان و افغانستان و ... خرج نمی کردیم و شاید الان عربها را به چشم شاهان پولدار نگاه نمی کردیم اون می گه که افتضاحه ما قبل انقلا ب پرواز مستقیم به امریکا داشتیم و حالا برای استانبول باید بریم بحرین و بعد از اون شب بد بریم اونجا اون می گه چرا ما اینقدر مردم با ادعایی هستیم و وقتی که حرف می زنیم فقط باید از تاریخمان از گذشته مان حرف بزنیم او می گوید بابا الان ما چه هستیم او دیگه حالا مردمی که فقط به صورت دوست دختر دوست پسر با هم زندگی می کنند و بچه دار می شند رو به چشم حیوان نگاه نمی کنه اون وقتی که تفریح جوانها ی اینجا رو می بینه می گه واقعا" جوانها تو ایران چه تفریحی دارند بجز تو خیابون گشتند اون وقتی می بینه که استرالیها و اروپایها و امریکایها با حقوق یک ماهشون می تونند دور دنیا رو بگردند و تو ایران باید مدتها پول پس انداز کرد تا به شمال رفت کفری می شه اون می گه محسن دقت کردی که خدا بهشتش چقدر کوچیکه چون ما معتقدیم بهشت فقط مال کسانی است که مسلمونند و به پیامبر و امام علی اعتقاد دارند وای خدای من چقدر آدم حالا باید با این مقیاس برند جهنم اون حالا از شراب شیراز دفاع میکنه و وقتی بطریهای شراب شیراز رو می بینه سعی می کنه به همه بگه که شیرازیکی از شهرهای ایرانه و شراب قرمز برای اولین بار در ایران ساخته شده اما نمی دونه که برای مردم فقط مستی شراب مهمه نه بیشتر اون می گه... اون می گه... اون می گه... چرا ما اینقدر تند عوض می شیم چرا آلبرت حالا اینقدر عقاید متفاوتی داره چرا اون احمد معتقد حالا آلبرت شده نمی دونم اما می دونم که از احمد تا آلبرت راه زیادیه که طی شده اما من همون احمد رو بیشتر دوست دارم |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
افكار پريشان من! تامل در وضعیت دانشگاههای ایران آينه چو نقش تو بنمود راست خود شكن، آينه شكستن خطاست. چند روز پيش برام يه ايميل اومده بود در خصوص Ranking دانشگاههاي ايران در دنيا، خيلي برام جالب بود رفتم به سايتش سر زدم و رتبه دانشگاههاي مختلف دنيا رو ديدم و اين موضوع باعث شد بيشتر از قبل تعجب كنم و دهانم باز بمونه. رتبه دانشگاههاي ايران رو به ترتيب از تاپ ترين در زير نوشته ام:
دانشگاه تهران 1463 دانشگاه علوم پزشكي تهران 2301 دانشگاه شهيد بهشتي 3536 دانشگاه علوم پزشكي اصفهان 3956 دانشگاه تبريز 4139 دانشگاه علوم پزشكي تبريز 4277 دانشگاه علوم پزشكي ايران 4387 دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 4666 دانشگاه كاشان 4709 دانشگاه اروميه 4754 دانشگاه پيام نور 4915 دانشگاه شهيد چمران اهواز 4965 دانشگاه الزهرا 4995 دانشگاه آزاد اسلامي تهران جنوب 5119 دانشگاه بوعلي سينا 5290 دانشگاه علوم پزشكي مشهد 5371 دانشگاه علوم پزشكي گيلان 5421 دانشگاه يزد 5633 دانشگاه امام رضا مشهد 5704 دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله 5992 دانشگاه زنجان 5994 دانشكده علوم حديث 6021 دانشگاه سيستان و بلوچستان 6051 دانشگاه شهيد باهنر كرمان 6097 دانشگاه مازندران 6114 و الي آخر متاسفانه بهترين رتبه دانشگاههاي ايران 1463 است و اونهم متعلق به دانشگاه تهرانه.
دانشگاه شريف اصلا رتبه خوبي كسب نكرده و البته از ديد من رتبه اي كه بهش داده اند درسته چون شريف از شريف بودنش بيشتر اسمش مونده تا چيز ديگه، مخصوصا در اين چند سال بعضي از دانشگاهها از جمله تهران و تربيت مدرس به شدت خودشون رو بالا كشيده اند اما ساير دانشگاهها يا درجا زده اند يا پس رفت كرده اند. اما در كل: براي كشوري كه دانش آموزان خودكشي مي كنند تا به دانشگاهها برسند خيلي بده بهترين رتبه بالاتر از 1400 باشه و رتبه دوم بالاتر از 2000! بنظرم ما حقمون بيشتر از اينهاست حداقل يك عدد دانشگاه با رتبه حدود 500 نياز داريم. من رفتم بقيه مناطق رو هم ديدم اول امریکا و کانادا!! كه واقعا برام جالب بود كه از 100 تا دانشگاه برتر در آمريكا و كانادا حدود 90تاش آمريكايي هستش و رتبه ها مغزت رو مي تركونه! تمام رتبه هاي اول دنيا مال آمريكاست. رتبه بهترين دانشگاه اروپا 19 هستش و دومي 32، شايد در كل براي اون همه كشور رتبه هاي بهتري لازم بود اما به هر حال چند كشور مهمتر اروپايي بيشتر دانشگاههاي خوب رو دارند. منطقه اقیانوسیه رو هم كه استراليا فتح كرده و رتبه بهترين دانشگاهش 61 است. شمردم ديدم حداقل 36 تا دانشگاهش رتبه زير 1000 دارند!! کشورهای آسیایی( ژاپن و ...) از 139 شروع مي كنند! و بهترينش هم مال سنگاپوره! در كل دانشگاهاشون بد نيست. رتبه زير هزار هر كدوم حدود 10-15 تا دارند. آمریکای لاتین هم بد نيست اوليش مربوط به مكزيكه با رتبه 81 و بعد برزيل با رتبه 97. جالب اين بود كه گفتم برم آفريقا رو ببينم و يكم بخندم. اما خندم خشك شد دهانم يك متر باز شد وقتي ديدم بهترين رتبه دانشگاه آفریقا 356 است! ديگه فكر مي كردم اينها بالاي 2000 باشند! دانشگاه تهران گل سر سبد خاور میانه است! رتبه دوم در خاور ميانه. ببينيد وضع خاور ميانه مثل اينكه نه تنها در كل مسائل حياتي دنيا خرابه بلكه از نظر دانشگاهي هم خرابه!
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط دایی محسن
|
|
||
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر
منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 ©
by mosaferau.Blogfa.com